ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

139

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پراكنده كن . براى امتحان هشيارى و آگاهى و شب زنده‌دارى آنها هميشه يك حمله ناگهانى ساختگى به كار ببر تا همواره بيدار و آماده كارزار باشند . هر كه را در آن امتحان غافل ديدى او را سخت تربيت و تنبيه كن . در كيفر و تنبيه او افراط مكن . براى پاسدارى نوبت معين كن مدت نوبت اول شب را درازتر از نوبت آخر شب قرار بده زيرا روز نزديكتر مىشود ( شايد مقصود خستگى و ميل بخواب در آخر شب پيش مىآيد و كار پاسدارى سخت مىشود ) . از كيفر كسى كه مستوجب عقاب باشد خوددارى مكن و مينديش و در عين حال افراط مكن و سخت مگير و از لجاج بپرهيز . در عقوبت و كيفر هم تسريع مكن و از كيفر دادن بمستوجب عذاب هم غافل مشو . از رسيدگى به كار لشكر كوتاهى مكن . كار سپاهيان را تجسس مكن از رسوائى آنان بپرهيز رازهاى مردم را آشكار مكن . ظاهر آنها را قبول و تظاهر بخشنودى بكن . از معاشرت بيهوده گويان و بازيگران و بىخردان بپرهيز با اهل صدق و وفا دوستى و معاشرت بكن . در جنگ دلير باش . مترس و جبان مباش كه مردم جبان و سست خواهند شد . از خيانت بپرهيز كه خيانت موجب پريشانى و تباهى مىشود و پيروزى را دور يا محال مىنمايد . هنگام لشكر كشى بر مردمى خواهيد گذشت كه آنها گوشه‌نشين و صومعه‌گزين هستند . زينهار از آزار آنان كه آنها خود را حبس و از لذات محروم نموده‌اند . ( مقصود مسيحيان تارك - الدنيا كه آنها را رهبان مىنامند ) . اين يكى از بهترين پندهاست كه براى تربيت امراء و فرماندهان به كار مىرود سپس ابو بكر ابو عبيده بن جراح را با لشكرى كه از قبايل جمع شده بود سوى حمص روانه نمود . ابو عبيده هم كه امير آن لشكر بود بيكى از مرزهاى بلقاء ( شام ) رسيد و جنگ را با مردم آن سرزمين آغاز كرد پس از نبرد ناگزير تسليم شده تن به صلح دادند اين نخستين صلحى بود كه در شام رخ داد .